X
تبلیغات
مکتب روان شناسی - روانشناسی رشد
                                                                                                                                                                                                                     دانشمندان می‌گویند متوجه شده‌اند که تمیزی مطلق ممکن است ترمیم پوست بدن را مختل کند و به همین دلیل به کودکان باید اجازه داد شود، کثیف شوند.
یک گروه تحقیقاتی آمریکایی کشف کرده است که باکتری‌های معمولی که روی پوست انسان پیدا می‌شود، فعل و انفعالاتی را باعث می‌شود که به جلوگیری از تورم ناشی از آسیب و ضربه به بدن کمک می‌کند.
این باکتری‌ها واکنش‌های خارج از اندازه دستگاه ایمنی بدن را که باعث می‌شود محل زخم و خراش باد کند، کمتر می‌کند.
نتیجه این تحقیق آمریکایی در سایت نشریه پزشکی نیچر منتشر شده است.
کارشناسان می‌گویند یافته‌های جدید "فرضیه پاکیزگی" را که می‌گوید اگر انسان در دوره کودکی در معرض میکروب باشد بدنش در مقابل آلرژی‌ها مصون تر است، روشن می‌کند.
بسیاری بر این باورند که وسواس ما با تمیز بودن باعث افزایش ناگهانی انواع آلرژی‌ها در کشورهای پیشرفته بوده است.
 
باکتری خوب
محققان دانشکده پزشکی دانشگاه کالیفرنیا در ساندیاگو، کشف کرده‌اند که باکتری موسوم به "استافیلوکوکی" زنجیره‌ای از فعل انفعالات را که به تورم منجر می‌شود، قطع می‌کند.
آنها با مطالعه موش‌های آزمایشگاهی و سلول‌های بدن انسان متوجه شده‌اند که باکتری‌های بی‌ضرر با تولید مولکولی به نام "لیپوتاکوئیک اسید" یا LTA، که روی "کراتینوسایت"‌ها عمل می‌کند، زنجیره فعل و انفعالات را متوقف می‌کند. کراتینوسایت‌ها سلول‌های اصلی است که روی لایه بیرونی پوست یافت می‌شود.
پرفسور ریچارد گالو، که هدایت گروه تحقیقی را برعهده داشته است، گفت: جنبه هیجان انگیز این یافته جدید این است که درک فرضیه پاکیزگی را در سطح مولکولی فراهم می‌کند و عوامل ترمیم جراحت را که پیش از این روشن نبود، افشا کرده است. همچنین نتیجه این تحقیق ممکن است به دستیابی به درمان‌هایی بیانجامد که برای عارضه‌های تورمی پوست لازم است.
گروه "والدین فریاد بزنید"، که تلاش داشته است مردم را ترغیب کند "بچه‌های خود را استریل بار نیاورند"، از یافته جدید ابراز خشنودی کرده و گفته که اکنون شعار آنها جنبه علمی پیدا کرده است.
یکی از سخنگویان سازمان "آلرژی در بریتانیا" گفت شواهد فزاینده‌ای در دست است که در معرض میکروب بودن مفید است اما تحقیقات بیشتری باید در این زمینه صورت بگیرد

موضوعات مرتبط: روانشناسی رشد

تاريخ : دوشنبه چهاردهم آذر 1390 | 23:2 | نویسنده : سید حسین حسینی ارشد روانشناسی تربیتی |
روانشنا

سی

م

زندگی و نظریات آرنولد گزل

 

 

گزل در آلمان در ایالت ویسکانسین که شهری کوچک در ساحل شمالی رودخانه می سی سی پی است بزرگ شد او در گزارشی شرح حال گونه دوران کودکی اش را چنین توصیف کرد : تپه ها و آب و هوا در شهر زاد گاهم فصل ها را از یکدیگر متمایز و مشخص می کردند هر فصلی چالش ها و لذت های خویش را داشت و رودخانه با بردباری تماشاگر این تغییرات بود گزل برای توصیف زیبایی هایی که در فرایند رشد با فصل ها و توالی هایش می دید زبان مشابه ای به کار می برد با وجود این گزل تنها یک تخیل گرای خوش سخن نبود او با مشاهده های طاقت فرسا .

 

فرایند رشد کودک را مطالعه کرد برای آنکه اطلاعاتش را درباره فرایندهای زیستی اساسی افزایش دهد در سی سالگی با وجود اینکه قبلا دکترای خویش را گرفته بود به عنوان روانشناسی موفق کار می کرد به دانشکده پزشکی رفت او و همکارانش طی پنجاه سال کار در کلنیک رشد کودک در دانشگاه ییل مطالعاتی بسیار گسترده و مفصل درباره رشد عصبی – حرکتی نوزادان و کودکان انجام داند گزل م همکارانش هنجار هایی رفتاری بنا نهادند که آنقدر کامل بود که هنوز هم منبع اصلی اطلاعات برای روانشناسان و پزشکان متخصص کودک محسوب می شود گزل همچنین یکی از نخستین آزمون های همشی نوزادان را تدوین کرد و یکی از نخستین پژوهشگرانی بود که از مشاهدات فیلم برداری شده در سطح وسیع استفاده کرد گزل همچنین با طرفداری از رویکرد کودک محوری درباره پرورش کودک مطالبی نوشت در اوایل دهه ???? تا پیش از آنکه اسپاک کتاب معروفش را در ???? منتشر کند او مشهود ترین پزشک کودک بود همچنین اسپاک نیز تا حدی تحت تاثیر گزل قرار گرفت .

 

 

 

 

 

 

مفهوم رسش:

گزل معتقد بود که رسش تحت تاثیر دو نیروی عمده است . نخست اینکه کودک محصول محیط خویش است.ولی گزل معتقد بود که رشد کودک از درون و بر اثر عمل ژن ها هدایت می شود که او این فرایند را رسش نامید.

ویژگی بارز رشد مبتنی بر رسش این است که همواره به صورت مراحل ثابت آشکار می شود.این مساله را می توان نخست در جنین در حال رشد مشاهده کرد.بعد از آن به ترتیب مغز و سر زورتر از سایر بخش های بدن جنین رشد می کنند.

این ترتیب که طرحی ژنتیکی آن را هدایت می کند هرگز نقض نمی شود.

گزل با آموزش زود هنگام مطالب به کودکان مخالف بود.

کودکان هنگامی که آمادگی پیدا کنندودستگاه عصبی انها به قدر کافی رشد کندمی توانند بنشینند ،راه بروندو ...

آنها در زمان مناسب و با هدایت عوامل درونیشان به تدریج بر تکالیف مختلف تسلط میابند.

رسش به فرایندی اطلاق می شود که از طریق آن رشد بوسیله عوامل درونی ودر درجه اول توسط ژن ها که مواد شیمیایی درون هسته سلول هستند کنترل می شود.

گزل        بر این باور بود که تمام شخصیت در کنترل رسش است.

مطالعه الگوها:

گزل معتقد بود که در مطالعه رشد نباید پدیده ها را تنها در شکل کلی آنها اندازه بگیریم، بلکه باید الگوها را نیز مورد بررسی قرار دهیم.

الگو            هرچیزی که در شکل یا قالب معینی قرار دارد.مثال         پلک زدن

اما انچه بیشترین اهمیت را دارد فرایند الگوسازی است.یعنی فرایندی که اعمال با استفاده از ان سازماندهی می شوند.

مثال           ببنایی کودکان

در زمان تولد می تواند بی هدف به اطراف حرکت کند،ولی پس از چند روز و حتی چند ساعت نوزاد می تواند چشم های خود را ثابت نگه دارد و برای مدتی کوتاه به اشیا نگاه کند.

او می تواند چشم هایش را ثابت نگه داردو به طور ارادی به چیزها خیره شود.

در 1 ماهگی         نوزادان می توانند به حلقه هایی که در مقابلشان آویزان شده نگاه و حرکت آن را در یک قوس بازتابی 90 درجه ای دنبال کنند، این توانایی از نوعی سازماندهی جدید حکایت دارد.

 

فردیت:

گزل جدا بر بی همتا بودن هر کودک تاکید داشت.

وی بر این باور بود که همه کودکان بهنجار توالی های یکسانی را پشت سر می گذارند ولی در میزان رشد با یکدیگر متفاوتند.

وی همچنین بر این باور است که میزان رشد ممکن است با تفاوت در خلق و خو و شخصیت ارتباط داشته باشد.

فلسفه فرزند پروری:

 

گزل معتقد بود که پرورش کودک باید با شناخت دقیق قوانین رسش آغاز شود.نوزادان با برنامه درون زاد که دست کم محصول سه میلیون سال تکامل زیستی است به دنیا می آید.

انها فطرتا نسبت به نیازهایشان و آنچه که آمادگی انجام آن را دارندیا ندارند هشیارند.بنابر این والدین نباید کودکان را به پیروی از هیچ الگوی از پیش پنداشته ای وادار کنند، بلکه باید نشانه های رسش رت از خود کودکان بگیرند.

مثلا            در مورد تغذیه، گزل  به شدت از تغذیه مبتنی برنیاز- یعنی تغذیه ای کودک آمادگی خود را برای آن نشان می دهد- در برابر هر نوع تغذیه از پیش تعیین شده حمایت می کند.

گزل             تاکید می کرد که اولین سال زندگی بهترین زمان برای یادگیری احترام گذاشتن به فردیت کودک است. به این ترتیب فلسفه گزل در بعد افراطی رها کردن و تساهل قرار می گیرد.

 

 

 

 

 

 



اصول گزل :

 

1)اصل سوگیری نمو :

بنابر این اصل دستگاه عصبی – حرکتی از یکسو دارای تحولی از سر به پا یا اصطلاحا سری – دمی است و از سوی دیگر این تحول از نزدیک به دور یعنی از مرکز به پیرامون است ولی بین این تمایل تحول سری – دمی و از نزدیم به دور در هم آمیختگی وجود دارد .

2)اصل رد هوطنیدگی متقابل :

بر اساس این اصل اسقرار الگو های حرکتی و هماهنگی بین آنها شکل گیری های حرکتی پدیدار می شوند و باید فرصتی به دستگاه عصبی – حرکتی داده شود تا این الگو ها با هم هماهنگ شوند و ساختار های حرکتی را بوجود آورند .

3)اصل ناقرنگی کنشی :

بناباین اصل انسان که در آغاز زندگی دو سو توان است یعنی فرقی بین سمت راست و چپ بدن خود حس نمی کند بزودی این تمایل در او قوت می گیرد که یک طرفی و یک جانبه عمل کند پس دو سو توانی حالتی موقتی است و خیلی زود در فرد تمایلی بوجود می آید که به اعضای سمت راست یا چپ بدن اعمالی را نجام می دهد و بر این اساس فرد چب برتر یا راست برتر می شود.

4)اصل تفرد یا نمو یافتگی متفرد کننده :

بر پایه این اصل فرد به نمو یافتگی نوعی خود دست می یابد و در عین حال به یک ردیف سازشهای اختصاصی نایل می گرددو عمل خارجی یا محیط ممکن است رفتار فرد را متمایز کند ولی زمان این تغییر با رفتار ها توجیه می یابد که عامل تفرد به نمو یافتگی لازم رسیده باشد.

5)اصل نوسانهای خود نظم جو :

این اصل عبارت است از اینکه فرایند های تحول روانی مسیر ثابتی را طی نمی کنند این تحول به صورت خطی نیست و نوسانهایی دارد و یک نوع بازگشت هایی در آن صودت می گیرد گزل این خصیصه را نمو حلزونی می نامد علت این نوسانها را گزل چنین تبیین می کند یک خصیصه خود نظم جویی در زمینه عصبی وجود دارد و این خصیصه برای این است که آدمی به سازشها و تبیینهای بهتری نایل آید .

 

 

 

 

 

مراحل رشد گزل :

گزل در اثر خود تحول روانی را از تولد تا شانزده سالگی به بیستو جهار مرحله تقسیم کرده است تصنعی بودن این تقسیم بندی . تعدد مراحل و مشکلات علمی و کاربردی آنها موجب شده است که مراحل تحول گزل را در مجامع بین المللی با سعی دو بیان ساختاری آنها در شکل ادغام شده در تعداد کمتری مراحل ارائه دهند این مراحل به هفت مرحله تقیسین می شود که عبارتند از :



ـ مرحله از تولد تا یک ماهگی :

مرحله ای است که نوزاد زندگی برون رحمی را شروع می کند و فرصتی است تا طفل رفتار های عصبی و حرکتی مقدماتی خود را با محیط سازش می دهد



ـ مرحله از یک تا هفت ماهگی :

مرحله ای است که بتدریج فعالیتهای حرکتی در کودک شروع می شود و اهمیت می یابد طفل سعی می کند که محیط اطراف خود را درک و لمس کند .



 

 

ـ مرحله از هفت تا هجده ماهگی :

مرحله ای است که که به عنوان یک مرحله فعال تحول حرکتی محسوب می شود.

ـ مرحله  از هجده ماهگی تا سه سالگی :

مر حله ای است که راه رفتن استوار تر می گردد و حرف زدن استقرار پیدا می کند گزل در این مرحله کودک را که از ظرفیت تجسمی برخوردار است حیوان متفکر می خواند کودک به سرعت از الفاظ استفاده می کند و جنبه لفظی فعالیتهای خود را توسعه می دهد .

 

ـ مرحله  از سه تا پنج سالگی :

مرحله پیش دبستانی است و زمانی که کودک بر سر دو راهیها قرار می گیرد از یک طرف علاقه مند است دیگران را درک کند و از طرفی نمی داند چه واکنشهایی از خود نشان دهد .

ـ مرحله پنج تا ده سالگی :

مرحله ای است که کودک در سن دبستانی است در ذهن او مسائل جاندار پنداری موج می زند با این همه مرحله ای است که کودک سعی می کند خود را با محیط خارج تطبیق دهد .

ـ مرحله ده سالگی تا شانزده سالگی :

این مرحله با گسترش نوجوانی اختصاص دارد ای مرحله نشان دهنده منظومه ای از دگرگونیها و فرازو نشیبها است.

 

 

 

 

 

 

 

تست های گزل

1)گزل چه عاملی را در رشد و تکامل مهم می داند؟

1- محیط *            2-نضج                3- اراده             4- کشش های نهاد

2) به نظر گزل نوجوان در چند سالگی نسبت به معیارهای والدین خود حساسیت پیدا می کند؟

1) 15 سالگی *             2) 17 سالگی               3)  22 سالگی           4 )19 سالگی 

 3) به نظر گزل نوجوان در 15 سالگی چه ویژگیهایی پیدا می کند؟

ا)-جرو بحث با والدین        2)- خود داری از فعالیت خانوادگی       3)- تایید اطرافیان                                  4)- رضایت از روابط اجتماعی

4) کدلم یک از روان شناسان زیر بر این باور بودند که رشد تمام شخصیت در کنترل رسش است؟

1- گزل*             2- رسو            3- لاک             4- بالبی

5) کدام یک از موارد زیر از اصول رشد گزل نیست ؟

1 هماهنگی متقابل*         2- هم آمیزی تقابلی             3- خود گردانی           4- عدم تقارن کنشی

6)این اعتقاد که ساز و کارهای رشد درونی اینقدر نیرومند هستند که انسان تا حدود زیادی می تواند رشد خود را منظم کند جز کدام یک از اصول رشد گزل می باشد؟

1 خود گردانی*        2- عدم تقارن کنشی       3 - هم آمیزی متقابل         4 هیچکدام

7) کدام یک از روان شناسان زیر به فردیت و بی همتا بودن هر کودک تاکید داشتند؟

1- گزل*      2-  لاک        3- روسو           4- بالبی

8) بیشترین انتقاد از گزل مربوط به کدام قسمت از نظریه وی می باشد؟

1- شیوه ارائه هنجارهای سنی*

2- داشتن مراحل زیاد در نظریه

3- دست کم گرفتن استعداد کودکان

4- هرسه مورد فوق

9)گزل در نظریه خود تحول روانی را از تولد تا شانزده سالگی به چند مرحله تقسیم میکند؟      

 1)-  24 مرحله*    2)-   16مرحله       3)-  8   مرحله     4)- 7مرحله                  

10) گزل در بررسی های خود از چه روشی استفاده کرده است؟

1) آزمایش     2)شرح حال نویسی    3) مشاهده*      4) مصاحبه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گرد آورنده : سید حسین حسینی  (893171502)

مورخه:2/10/89

 


موضوعات مرتبط: روانشناسی رشد

تاريخ : پنجشنبه دوم تیر 1390 | 20:0 | نویسنده : سید حسین حسینی ارشد روانشناسی تربیتی |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.